تبليغاتX
فلسفه، ادبيات، موسيقي - تابوت ساز شهر ما

فلسفه، ادبيات، موسيقي

تابوت ساز شهر ما جوانی خوبروست
با زلفی پريشان و گرده ای نيرومند
نه قوزی بر پشت دارد و نه لاشخوری که برفاقت بر بام خانه اش آشيان کرده باشد
تابوت ساز شهر ما دختران عاشق را تابوتهايی هديه می کند
به پاس عشقشان
به من
- آخرین دختر شهر - اما
بی شک گرانبهاترین تابوتها را هدیه خواهد کرد
معشوق من
تابوت ساز شهر ما
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اردیبهشت1384ساعت   توسط پدرام