آقا معلم گفت: "مثلث را تعريف كن"
گفتم: "مثلث سه ضلع دارد: يك ضلع من، يك ضلع او، و قاعده عشق"
بچه ها خنديدند و آقا معلم اخم كرد.
گفت: "از دايره بگو"
گفتم: "دايره منم به مركز او با شعاعي از عشق كه ما را به هم مي رساند"
هيچكس نخنديد. بچه ها در سكوت انگار به چيزي فكر مي كردند،....
آقا معلم هم.
گفتم: "مثلث سه ضلع دارد: يك ضلع من، يك ضلع او، و قاعده عشق"
بچه ها خنديدند و آقا معلم اخم كرد.
گفت: "از دايره بگو"
گفتم: "دايره منم به مركز او با شعاعي از عشق كه ما را به هم مي رساند"
هيچكس نخنديد. بچه ها در سكوت انگار به چيزي فكر مي كردند،....
آقا معلم هم.
+ نوشته شده در شنبه 3 شهریور1386ساعت   توسط پدرام